تالیف و ترجمه

دکتر نسرین نیکفال آذر

  دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات

 

 

 

مدیریت دانشگاهی چگونه می­تواند از هوش رقابتی در پشبرد دانشگاه استفاده کند؟

 

عصر حاضر، عصر تغییرات و تحولات اساسی و بنیادی است و سازمانهایی می­توانند خود را با این شرایط تطبیق دهند و در صحنه رقابت باقی بمانند که مدیران و رهبرانی کارآمد، تغییر گرا و  با چشم اندازی بلند مدت داشته باشد.در سالهای اخیر هوش رقابتی(Copetitive Intelligence)  به یکی از مفاهیم مهم مدیریت تبدیل شده و با فرهنگ سازمانهای پیشرو عجین شده است. در دنیای پیچیده کنونی؛ سازمانهای مختلف هر روز برای دستیابی به اهداف عالی­تر به طرحهای نوینی روی می­آورند. هوش رقابتی این امکان را برای مدیران فراهم می­کند که به صورت خلاقانه­تری بیندیشند و با استفاده از اطلاعات محیط کب و کار و اطلاعات حاصل از تحلیل رقبا در تصمیم گیری های سازمانی به بهترین شکل عمل کنند.  بنابراین هوش رقابتی یکی از الزامات غیرقابل انکار برای اغلب مدیران به شمار می­رود.

کاربست چهار چوب هوش رقابتی در آموزش عالی

امروزه موسسات آموزش عالی برای جذب دانشجو و درآمدزایی با یکدیگر به رقابت می­پردازند  این شرایط  چالشها و فرصت­ هایی را  برای رهبران آموزش عالی ایجاد نموده است چرا که دانشگاهها و موسسات آموزش عالی باید  برای درآمدزایی از روشهای جدیدتر و نوآورانه تری استفاده کنند .لذا،  موسسات باید برای خلق  و پیاده سازی مستمر  ایدهای نو  برای درآمدزایی ظرفیت سازی نمایند . همزمان با تهدیدات فراینده­ای که دانشگاهها با آنها روبرو هستند، مسئله مقاومت آموزش عالی در برابر تغییر  و نیاز به توسعه فرآیندهایی برای جمع­آوری، تحلیل، و انتشار اطلاعات بطور موثرتر همچنان باقی است (هوگس و وایت،2005)

به لحاظ تاریخی، به کارگیری زیرساخت هوش رقابتی  در سازمان آموزشی موجب  ایجاد چالشهایی شده  و مخالفت مدیران داخلی و آموزشی را برانگیخته است. هرچند بکارگیری  تکنیکهای هوش رقابتیش در حوزه کسب و کار موفق بوده اما این متدولوژی­ها هنوز در عرصه سازمانهای آموزشی غیرانتفاعی به عنوان یک دارایی ، بین عموم مقبولیت پیدا نکرده است.

متدولوژی هوش رقابتی، اطلاعات محیط سازمان را تحلیل و به اشتراک می­گذارد، اطلاعاتی که در تصمیم گیری سازمانی و طراحی طرحهای استراتژیک موثر است. هوگس و وایت(2005) اظهار داشتند، فعالیت­های هوش رقابتی در شرکتها روند رو به رشدی دارد، و هزینه سالیانه آن  بالغ بر دو بیلیون دلار است. با این وجود، با توجه به نظرات هوکس و وایت[1](2005) ، اکثر فعالیت­های هوش رقابتی در آموزش عالی بر توسعه برنامه­های علمی و برنامه درسی به منظور کسب رتبه از انجمن های اعتباربخشی متمرکز است.  اما تا بحال فعالیت­های هوش رقابتی در آموزش عالی تاثیر مستقیمی بر فرآیند برنامه­ریزی استراتژیک دانشگاهها نداشته است. 

برخی از تهدیدات در حال ظهوری که دانشگاهها هم اکنون با آنها مواجه هستند عبارتند از:

کاهش میزان ثبت نام

افزایش هزینه برای دانشگاههای خصوصی و غیرانتفاعی

تغییرات جمعیت شناختی

رقابت در زمینه آموزش مجازی

فشار برای اعتبارسنجی

نیاز به استخدام منابع انسانی

فشار برای کاهش هزینه های دولتی

افزون برآن، هوگس و وایت معتقدند، دانشگاهها با  توجه به عدم اطمینان حاصل از این تهدیدات، ناگزیرند  بر بهبود کارآیی و اثر بخشی خود در نحوه ایجاد ساختار، مدیریت و ارائه این خدمات به ذی نفع­های خود، اهمیت بسیاری قائل  باشند(2005). نویسندگان فوق تاکید دارند که فعالیت های هوش رقابتی باید بخشی از فرآیند برنامه­ریزی استراتژیک دانشگاهها  باشد. دانشگاهها و موسسات آموزش عالی با به کارگیری هوش رقابتی از طریق گروهها بهتر می­توانند بر محیط چندگانه خود نظارت داشته باشند.

هوگس و وایت در یافته­های خود می­نویسند ، نبود رویکرد درآمدزایی برای دانشگاه ، عدم  توافق در خصوص اصول هوش رقابتی و فقدان منابع، جملگی از عوامل کاربست محدود متدولوژی هوش رقابتی در آموزش عالی بشمار می­روند.

هوگس و وایت (2005) تکنیکهای زیر را برای کمک به دانشگاهها در کاهش ریسک حاصل از تهدیدات رقابتی پیشنهاد نمودند:

الگویابی

مقایسه وارزیابی عملکرد داخلی سازمان با سازمانهایی که بهترین رویه را تجربه کرده­اند، بر اسا شاخص های سازمانی استاندارد.

بررسی پیشینه

با بررسی پیشینه ، احتمال استخدام و  جایگزینی افرادی را که ممکن از از پیشینه خوبی برخوردار نباشند، در پست­های سازمانی با مسئولیت بالا را کاهش می­یابد.  همچنین بررسی گذشته افراد می­تواند در کاهش احتمال استخدام افرادی که می­توانند برای دانشگاه  در حوزه روابط عمومی مشکل آفرین باشند، موثر باشد.

 

 

 

 

 

ارزیابی رقبا

تکنیک­های ارزیابی موقعیت رقبا شامل تحلیل و ارزیابی فعالت های رقبای آتی و رقبای فعلی  می­گردد. در فرآیند ارزیابی، فعالیت­هایی که مورد مقایسه قرار می­گیرند می­توانند از این قرار باشند: بازاریاب، سیاست­ها جذب و نگهداری دارایی های هوشی، تحقیق وتوسعه، تکنولوژی اطلاعاتی، مالی.

افزون بر آن، هوگس و وایت معتقدند، دانشگاهها همچنین می­توانند فرآیندها، خدمات و تکنولوژی های جدید محیط رقابتی را تحلیل و ارزیابی کنند. نحوه مدیریت رقبا در زمینه­های تاثیر قوانین بر آموزش عالی یا روش صرفه­جویی در هزینه­ها و تصمیات برون سپاری می­توانند حوزه­ها دیگری برای ارزیابی بوده و تحلیل شوند.

تحلیل برد- باخت

فعالیت­های مربوط تحلیل برد-باخت یا خدمت رسانی به مشتریان، می­تواند شامل ارتباط با دانشجویان، پرداخت کنندگان اعانات، و فارغ­التحصیلان باشد. اسمیت و هوگس معتقدند، کاربست این تکنیک می­تواند سبب افزایش نرخ ماندگاری دانشجویان،روشهای درآمدزایی کارآمدتر شود.

بازی جنگ

هوگس و وایت(2005) از بازی جنگ به عنوان یک تکنیک هوش رقابی یاد می­کند که سامانها با استفاده از آن قادر خواهند بود در برابر حوادث بحرانی و شوک آور پاسخ و واکنش مناسبی از خود نشان دهند.

این تحلیل گزینه­هایی را که سازمانها در آینده می­تواند داشته باشند و نحوه واکنش آنها نسبت به حوادث غیرمنتظره آتی را پیش بینی می­کند. دانشگاهها می­توانند با استفاده از متدولوژی هایی مانند سناریوسازی، برنامه­ریزی اقتضایی و شبیه­سازی، احتمال بروز یک حادثه را بهتر پیش بینی نموده و برای بروز عکس­العمل نسبت به حوادث خاص از قبل برنامه­ریزی داشته باشند.

تحلیل شبکه

هوگس و وایت(2005) بر این باورند که تحلیل شبکه با اتحاد استراتژیک دانشگاهها راستای  هدف نهایی گسترش دانش بنیادی خود، توسعه می­یابد. دانشگاهها از طریق تحلیل شبکه می­توانند به ارزش و اهمیت ایجاد اتحاد با سایر دانشگاها پی ببرند، چرا که این تکنیک باعث کاهش هزینه­ها یا تقویت برنامه­های نوآورانه می­شوند.

نتیجه­گیری

رهبران آموزشی با فشارها و چالشها درونی و بیرونی بسیاری مواجه هستند. هدایت و رهبری مناسب، تامین نیازهای روزافزون مالی و حفظ  موقعیت رقابتی خود در بازار آموزش عالی، جملگی رمز موفقیت و بقای دانشگاهها می­باشند.

برخلاف گذشته، امروزه دانشگاهها ناچارند خود را با تقاضاهای جدید و روزافزون سطوح مختلف تطبیق دهند. لذا، دانشگاهها برای فعال بودن دربازار آموزش عالی، باید کلیه عوامل موثر بر برنامه­ریزی فعلی و آتی خود را مد نظر داشته باشند. موسساتی که بتوانند به سرعت اطلاعات مورد نیاز برای  موقعیت رقابتی خود را به دست آورند، شانس بیشتر برای تثبیت موقعیت خود برای رشد آتی خواهند داشت. لذا تطبیق با محیط  یک لزوم است، نه یک انتخاب.

دانشگاهها دیگر نباید شهرت خود را در بازار عامل رشد خود بدانند ، بلکه باید تغییر کاردکردهای خود را نیز یک الزام تلقی کنند.

برنامه­ها باید رقابتی و متناسب با نیاز بازار باشند، فعالیت ها باید کارآمدتر باشند، شبکه­های همکاری باید یر براساس تخصص­های مختلف باشند، همچنین موسسات باید سیستم­هایی برای کسب اطلاعات مرتبط و مورد نیاز  از درون و از بخشهای خود بدست آورند. همچنین باید نوآوری در کانون این فعالیت­ها قرارگیرد و مقاومت در برابر تغییر باید از بین برود.

متدولوژی های هوش رقابتی که در اینجا مورد بحث قرار گرفت، قابلیت تقویت وبهبود فرآیندهای فعلی برنامه­ریزی استراتژیک دانشگاهها را دارد. دانشگاهها باید کلیه اقدامات خود را براساس تحقیقات جدید و متناسب با نیاز  انجام دهند. لذا، الگویابی ، بررسی پیشینه ، ارزیابی موقعیت رقبا، تحلیل برد و باخت عناصر اصلی و مهم ساختار هوش رقابتی هستند که دانشگاهها برای بقا و رشد در عرصه آموزش عالی باید از آنها بهره بگیرند. رهبران آموزشی باید در جستجوی متخصصان هوش رقابتی باشند، افرادی که بتوانند کارکرد هوش رقابتی را در موسسات آنها اجرا و مدیریت کنند

 

منابع:

 

 

Bok, D. 1982. Beyond the Ivory Tower. Cambridge,

MA: Harvard University Press.

Hughes, S., and R. White. 2005. “Improving Strategic

Planning in Universities through Competitive Intelligence

Tools: A Means to Gaining Relevance.” Journal of Higher

Education Outreach and Engagement 10 (3 Spring/Summer).

Kirp, D. L. 2003. Shakespeare, Einstein, and the Bottom

Line: The Marketing of Higher Education. Cambridge,

MA: Harvard University Press.

Newman, N., L. Couturier, and J. Scurry. 2004. The

Future of Higher Education: Rhetoric, Reality, and the Risks

of the Market. San Francisco, CA: John Wiley & Sons,

Jossey-Bass.

Horne, M., and T. Parks. 2004. “Implementing CI in

a Non Profit Environment.” SCIP Journal (January-

February).

Slaughter, S., and G. Rhoades. 2004. Academic Capitalism

and the New Economy. Markets, State, and Higher

Education. Baltimore: The Johns Hopkins University Press.

Washburn, J. 2005. University, Inc.: The Corporate

Corruption of Higher Education. New York: Basic Books.

 

 



[1] Hughes and White