نشريه مديريت دولتي دانشكده مديريت دانشگاه تهران

دوره 3، شماره 8

زمستان 1390

از صفحه 121 تا 134

بررسي ديدگاه مديران ارشد دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب

نسبت به رهبري تحولگرا

داود سلماني 1*، نسرين نيكفال آذر 2

چكيده

مطالعات نشان داده، رهبري عامل مهمي در ايجاد تغييردر مؤسسات آموزش عالي است. رهبران تحولگرا با تعيين

جهات وا هدف دقيق و روشن، برمبناي بهبود مستمر، تغييرات و چالشها را مديريت مي كنند و از عوامل مهم

تأثيرگذار بر اجراي برنامههاي مديريت كيفيت و از عوامل اصلي موفقيت سازماني بهشمار ميروت د. اين مقاله به

بررسي ديدگاه رهبران ارشد دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران جنوب نسبت به رهبري تحولگرا مي پرد ازد. روش

پژوهش مورد استفاده از نوع توصيفي بوده و دادههاي آن با آزمون كاي دو تجزيه و تحليل شد ه است . نتايج

پژوهش حاضر نشان داد، مديران ارشد اين دانشگاه ديدگاه مثبتي نسبت به نظرخواهي و تسهيم اطلاعات با

اعضاي هيئت علمي ندارند كه اين امر بيانگر آن است كه دانشگاه در اين حوزهها نيازمند بهبود است. در پايان نيز

براساس هدف مطالعه پيشنهادهاي كاربردي ارايه شده است.

واژه هاي كليدي: دانشگاه، رهبري تحول گرا، مديريت كيفيت، بهبود مستمر

1. عضو هيئت علمي دانشكده مديريت دانشگاه تهران، ايران

2. دانشجوي دكتراي تخصصي مديريت آموزش عالي دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران، ايران

1388/10/ تاريخ دريافت مقاله: 05

1389/12/ تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 14

نويسنده مسئول: داود سلماني

Email: article_salmani@yahoo.com

122 مديريت دولتي، دوره 3، شماره 8، زمستان 1390

مقدمه

افزايش سرعت تغيير و پيچيدگي روزافزون دنياي امروز نه تنها توجه پژوهشگران و مديران

را به رهبري اثربخش جلب كرده، بلكه منجر شده كه آنان در صدد عواملي براي ارتقاء

عملكرد رهبري سازمانها برآيند. بههمين خاطر لازم است ابزاري در اختيار گيرند كه توان

سازمانها را در هماهنگي و منطبقسازي با تحولات دنياي امروز در جهت پيشبرد اهداف

سازماني خود افزايش دهند [ 2]. دانشگاههاي امروز براي مواجهه با چالش هايي مانند

نارضايتي مشتريان و روحيه پايين كاركنان و تضمين حداكثر اثربخشي، تعريف جديدي از

رويكردهاي سنتي » رهبري ارايه نمودهاند. باوند، يوركس، آدامس، راني( 1994 ) معتقدند

مديران دانشگاه هاي .« براي هماهنگ شدن با تغييرات كارآيي خود را از دست داده اند

سزآمد براي موفقيت و ايفاي نقش مؤثر در سازمان افزون بر دارا بودن نگرش اقتضايي

نسبت به متغيرهاي محيطي، سازمان و رهبري را بهعنوان يك سيسم مد نظر قرار داده و با

اين نگرش به بررسي رفتار كاركنان ميپردازند . آنها سبك رهبري خود را بر اساس

.[ واقعيت و شرايط، ماهيت كار و وظايف و خصوصيات كاركنان برميگزينند [ 7

رهبري يكي از عوامل مهم در پايداري بهبود مستمر در هر سازماني محسوب مي شود،

24 ]. الهام بخشيدن به افراد براي انجام امور به گونه اي ديگر، نيازمند ][ زئيري،تافيندر [ 23

رهبراني است كه بتوانند آنچه را كه بايد انجام دهند بههمراه دليل انجام دادن آن به ديگران

تفهيم نمايند. رهبري لازم است كه ديدگاه و هدف روشني داشته باشد و بتواند آن را به

ديگران انتقال دهد و از اين طريق نشان دهد، چگونه اين ديدگاه به يك واقعيت تبديل

ميشود.

بيان مسئله و هدف پژوهش

آمارها نشان ميدهد، دانشگاه آزاد اسلامي نقش قابلتوجهي در افزايش پذيرفته شدگان و

فارغالتحصيلان آموزش عالي ايران بهخص وص در دو دهه گذشته داشته و موجب حل

بسياري از معضلات كشور در عرصههاي فرهنگي، سياسي و اجتماعي شده است . مقايسه

توزيع دانشجويان، دانشآموختگان و كادر آموزشي در دانشگاه هاي مختلف كشور در

بررسي ديدگاه مديران ارشد دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب 123

دهه گذشته بيانگر نكات قابلتوجهي است. گسترش مراكز متعدد آموزش عالي طي سال -

هاي اخير، بهخصوص دانشگاه پيام نور، باعث شده اين دانشگاه سهم عمدهاي از بازار خود

را در بخش كارشناسي از دست داده و بر مقطع تحصيلات تكميلي متمركز شود.

از بيانات مسئولان اين دانشگاه چنين بر ميآيد كه در پاسخ به اين مسئله،تغييراز كميت به

كيفيت را يك ضرورت تشخيص دادهاند. بنابراين، اين ضرورت مسئولان اين دانشگاه را با

يك چالش استراتژيك مواجه ساخته است كه تنها راه مقابله با آن ارتقاء كيفيت است ؛ از

طرفي دستيابي به ارتقاء كيفيت و بهبود مستمر نيازمند رهبران دانشگاهي معتقد به سبك

رهبري تحولگرا است.

بنابراين دانشگاه آزاد اسلامي نيز مانند ديگر دانشگاههاي موفق نيازمند رهبراني است كه با

ژرفنگري، اهداف مناسب و مسير آينده سازمان را مشخص سازند، افراد را در جهت آن

اهداف هدايت نموده و انگيزه ايجاد تحول را در كاركنان بهوجود آورند.

در اين راستا مشخص نمودن ديدگاه رهبران ارشد اين دانشگاه در خصوص سبك رهبري

و ويژگيهاي رهبري تحولگرا ميتواند با ارايه راهكاري مناسب ،گامي مثبت در جهت

بهبود و هدايت آنها به اتخاذ سبك رهبري مناسب بوده و آنها را به اجراي برنامه هاي

مديريت كيفيت تشويق نمايند. با وجود اهميت بررسي سبك رهبري مديران ارشد دانشگاه

آزاد بر كيفيت بهبود مستمر فرآيندهاي آن، تا كنون پژوهش ي در اين زمينه انجام ن شد ه

است.

مروري بر پيشينه و چارچوب نظري پژوهش

از ديدگاه مديريت كيفيت استراتژيك، انجام كارهاي درست و انجام درست كارها يعني

بهطور همزمان كارآمد و اثربخش بودن از مسئوليت مديران ارشد سازم انها، ب هخصوص

سازمانهاي آموزشي است كه در پايداري بهبود سازمانها مستمر نقش بسزايي دارند.

كانجي و تمبي معتقدند رهبري در كانون فعاليت هاي اجراي برنامههاي كيفيت در

.[ مؤسسات آموزش عالي بوده و بهنظر مي رسد مهم ترين عامل در موفقيت آن باشد [ 14

124 مديريت دولتي، دوره 3، شماره 8، زمستان 1390

پژوهشهاي پاركر و كرينر در خصوص روابط رهبر-اعضا نشان ميدهد، براي رهبران و

گزارشهاي مستقيم آنها فهم ماهيت روابط رهبر-اعضا و موفقيت آنها در بهبود كيفيت

20 ]. مولينز رهبري را در غالب كاري كه از مديران انتظار انجام آن مي رود، ][ مهم است [ 8

تعريف نمود[ 17 ]؛ يعني " انجام درست كارهاي درست ". اين عبارت را مي توان به دو

بخش "انجام كارهاي درست " و " انجام درست كارها " تقسيم نمود . بخش اول به

اثربخشي، و دومي به كارآيي مربوط بوده و بيانگر آن است كه بين اثربخشي و كارآيي

يك ارتباط كاركردي وجو دارد. اين ارتباط كاركردي توسط چارچوب بنياد اروپايي

مديريت كيفيت تأييد شده كه مولينز( 1999 ) رهبري را در تحت عنوان آنچه كه مديران

انجام ميدهند تعريف نموده است:

رهبران چگونه رسالت و چشمانداز سازمان را تدوين و تسهيل مي كنند، رهبران چگونه

ارزشهاي مورد نياز سازمان را در جهت اهداف بلندمدت ترسيم نموده و آنها را از طريق

عمليات و رفتارهاي مناسب به اجرا در ميآورند، و شخصاً در تضمين توسعه و برقراري

.[ سيستم مديريت سازمان درگير ميشوند [ 18

مطالعات نواك ( 2002 ) بيانگر آن است كه رهبري در متن آموزش عالي، را ميتوان تحت

عنوان روابط اخلاقي فردي و اخلاقي بين رهبران و گزارشهاي مستقيم آنها تعريف نمود

كه لازمه قدرداني و بالفعل درآوردن توانايي آنها است [ 18 ].از ديدگاه مدي ريت كيفيت

استراتژيك، مسئوليت مديران كيفيت در موقعيت رهبري "انجام كارهاي درست " و "

.[ انجام درست كارها" است؛ يعني اثربخشي و كارآيي در انجام كارهايشان[ 4

نتايج پژوهشهاي انجام شده در دهه 1960 توسط دفتر تحقيق بازرگاني در دانشگاه ايالتي

اوهايو و بعد ها ليكرت، فليشمن ، بليك و مك كنز بيانگر آن است كه رهبري نه به

خصوصيات شخصيتي رهبر بلكه به كارمندمداري و وظيفه مداري رهبران ب س تگي دارد

مك گريگور شباهت Y و X 16 ]. اين دو كاركرد مهم رهبري به ترتيب با تئوري ][11][5]

داشته وتوجه را به تأثير سبك رهبري در عملكرد كاركنان در موقعي ت هاي كاري متغير

جلب مي نمايد. تأثير موقعيت هاي كاري متغير، به توسعه مدل هاي اقتضايي يا موقعيتي

بررسي ديدگاه مديران ارشد دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب 125

توسط هرسي، بلانچارد انجاميد [ 12 ]. مدل هاي گفته شده بر اين فرض مبتني است كه هيچ

سبك برتري در زمينه رهبري وجود ندارد و اثربخشي يك سبك بستگي به شرايط و

موقعيت موجود است. با توجه به پژوهشهاي ليكرت ( 1961 ) بليك، موتو ن ( 1985 ) و

بلبين ( 1993 ) در موقعيت هاي كاري متغير بايد درك و شناخت بيشتري در مورد نيازها و

انتظارات كاركنان داشته باشيم.اين نياز كه با فشار اجتماعي براي تسهيم قدرت، تشديد

ميشود، باعث به كارگيري فزاينده سبك رهبري تيمي يا سبك مشاركتي دموكراتيك و

مقاومت در در برابر استفاده از سبك آمرانه يا هرسبك ديگري به تنهايي ميشود

.[16][6][3]

رقابت پذيري فزاينده سازماني و نياز به بهر هگيري م ؤثرتر ازمنابع انسان ي، نويسندگان و

15 ] را ][13][10][ پژوهشگراني مانند برنز،كريتنر و كينيكي ، هانت ، گرينبرگ و بارون [ 8

برآن داشته تا به مطالعه "رهبري تحول گرا "بپردازند. آنها بر اين باروندكه سبك رهبري

تحولگرا مورد نياز و مناسب محيطهاي رقابتي است و سازمانها ر ا بر آن مي دارد تا در

خود براي تغيير سريع و بنيادي ظرفيت سازي كنند و همچنين سبب شده سازمان هايي كه

ميخواهند متعالي باشند به جاي تقليد از سازمانهاي ديگر ، در خود توان هدايت تغيير

.[ ايجاد كنند مولينز [ 17

بهطور خلاصه، حتي در صورت وجود سبك هاي رهبري و مديريت مختلف، سبك

رهبري مبتني بر روابط انساني، احتمال بيشتري در ايجاد رضايتمندي در كاركنان، انسجام

گروه و بهبود نتايج عملكرد سازمانها دارد.

روش پژوهش

از آنجاكه هدف از اين پژوهش، توصيف شرايط و پديده هاي مورد بررسي، به منظور

شناخت بيشتر شرايط موجود و ياري رساندن به فرآيند تصميم گيري است، اين پژوهش را

براساس چگونگي بهدست آوردن داده هاي مورد نظر مي توان در زمره پژوهش توصيفي به-

شمار آورد.

126 مديريت دولتي، دوره 3، شماره 8، زمستان 1390

ابزار گردآوري اطلاعات

ابزار گردآوري دادهها پرسشنامه است. در طراحي پرشنامه از معيار رهبري مدل بنياد ملي

كيفيت اروپا و مالكوم بالدريج الهام گرفته شد، كه حوزههايي را از جمله رسالت، چشم -

انداز و ارزشهاي مؤسسات آموزش عالي را پوشش داده است

يكي از مهم ترين معيارهاي ارزيابي پژوهشها، پايايي، ابزار اندازه گيري آن است . منظور

از پايايي ميزان سازگاري نتايج حاصل از اجراي مجدد ابزار اندازه گيري است. براي تعيين

پايايي پرسشنامه روشهاي مختلفي وجود ارد كه روش آلفاي كرونباخ ا ز مه مترين آنها

0 است كه نشانگر پايايي بالاي پرسشنامه است . براي / است كه در اين پژوهش برابر با 93

روايي پرسشنامه از نظر متخصصان مديريت و علوم رفتاري بهره گرفته شد.

جامعه، نمونه آماري و روش نمونه گيري

جامعهي آماري اين پژوهش مديران ارشد دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران جنوب(هيئت

رئيسه) است. دادهها از طريق شمارش كامل مديران ارشد واحد تهران جنوب كه بالغ بر 28

نفر هستند گردآوري و بهعنوان نمونهاي از جامعه منظور شد. از تعداد 28 پرسشنامه ارسالي

تعداد 22 عدد آن تكميل شده است.

فرضيه هاي پژوهش

1. اطلاعرساني رسالت دانشگاه به اعضاء هيئت علمي (توسط رهبران ارشد دانشگاه) نشان

دهنده تمايل رهبران به توسعه رهبري تحولگرا است.

-2 تبعيت رهبران ارشد دانشگاه از ارزشهاي دانشگاه در هدايت سازمان، اعضاي هيئت

علمي بيانگر تمايل رهبران به توسعه رهبري تحولگرا است.

-3 ايجاد محيط كاري مناسب براي فعاليت اعضاء هيئت علمي (توسط رهبران ارشد

دانشگاه) نشان دهنده ديدگاه مثبت آنها نسبت به رهبري تحولگرا است.

-4 تسهيم اطلاعات با اعضاء هيئت علمي و كاركنان( توسط رهبران ارشد دانشگاه) بيانگر

ديدگاه مثبت آنها نسبت به رهبري تحولگرا است.

بررسي ديدگاه مديران ارشد دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب 127

-5 ايجاد انگيزه در يادگيري و پيشرفت در مسير شغلي اعضات هيئت علمي ( توسط

رهبران ارشد دانشگاه) نشان دهنده تمايل رهبران به توسعه رهبري تحولگرا است.

-6 نظرخواهي رهبران ارشد دانشگاه از هيئت علمي بيانگر ديدگاه مبت آنها نسبت رهبري

تحولگرا است.

تجزيه و تحليل داد هها

در پژوهش حاضر براي تجزيه و تحليل دادهها از آمار استنباطي (آزمون كاي - دو ) براي

تجزيه و استفاده شده است.

آزمون كاي- دو:

در صورتيكه يك متغير به صورت ردهبندي اندازهگيري شود، سؤالهاي مورد آزمون در

مورد نسبت يا تعداد موارد رده هاست. براي مثال اينكه نسبت پاسخ ها به گزينه هاي با

اهميت و به نسبت با اهميت چه اندازه است؟ (گزينههاي پرسشنامه بهعنوان مقادير پاسخ در

نظر گرفته شده و به صورت رده بندي است)مناسبترين آزمون براي بررسي نسبت پاسخ-

ها (نسبت ردهها) استفاده از آزمون ناپارامتري كايدو است.

فرضيه 1: اطلاعرساني رسالت دانشگاه به اعضاء هيئت علمي (توسط رهبران ارشد دانشگاه)

نشان دهنده تمايل رهبران به توسعه رهبري تحولگرا است

33 بهدست آمده كه بزرگتر از مقدار كاي دو با 4 درجه آزادي / مقدار كاي دو برابر با 5

است. بنابراين فرض صفر در سطح 95 درصد اطمينان رد مي شود با توجه به مثبت بودن

باقيمانده ها در گزينه هاي موافق مي توان گفت، فرض ادعا تأييد مي شو د؛ يعني پاسخ به

گزينه ها به نسبت برابر نبوده بلكه گزينه موافق كه بيانگر فرضيه اند ، بيشتر از گزينه هاي

ديگر انتخاب شده اند. اين نشان دهنده اين است كه فرضيه با اطمينان بالايي تأييد م يشود.

فرضيه 2: تبعيت رهبران ارشد دانشگاه از ارزشهاي دانشگاه در هدايت سازمان، اعضاي

هيئت علمي بيانگر تمايل رهبران به توسعه رهبري تحولگرا است.

35 بدست آمده است كه بزرگتر از مقدار كاي دو با 4 درجه / مقدار كاي دو برابر با 3

آزادي است. بنابراين فرض صفر در سطح 95 درصد اطمينان رد مي شود. با توجه به مثبت

128 مديريت دولتي، دوره 3، شماره 8، زمستان 1390

بودن باقيمانده ها در گزينه هاي موافق مي توان گفت كه فرض ادعا ت أييد مي شو د؛ يعني

پاسخ به گزينه ها به نسبت برابر نبوده بلكه گزينه موافق كه بيانگر فرضيه اند ، بيشتر از

گزينه هاي ديگر انتخاب شده اند. اين نشان دهنده تأييد فرضيه است.

فرضيه 3: ايجاد محيط كاري مناسب براي فعاليت اعضاء هيئت علمي (توسط رهبران ارشد

دانشگاه) نشان دهنده ديدگاه مثبت آنها نسبت به رهبري تحولگرا است.

10 بهدست آمده است كه بزرگتر از مقدار كاي دو با 4 درجه / مقدار كايدو برابر با 3

آزادي است. بنابراين فرض صفر در سطح 95 درصد اطمينان رد مي شود. با توجه به مثبت

بودن باقيمانده ها در گزينه هاي موافق مي توان گفت كه فرض ادعا تأييد مي شود.

فرضيه 4: تسهيم اطلاعات با اعضاء هيئت علمي و كاركنان( توسط رهبران ارشد دانشگاه )

بيانگر ديدگاه مثبت آنها نسبت به رهبري تحولگرا است.

10 بهدست آمده كه بزرگتر از مقدار كايدو با 4 درجه آزادي / مقدار كاي دو برابر با 7

است. بنابراين فرض صفر در سطح 95 درصد اطمينان رد مي شود با توجه به مثبت بودن

باقيمانده ها در گزينه هاي مخالف، نظري ندارم و موافق نم يتوان فرض ادعا را تأييد نمود.

فرضيه 5: ايجاد انگيزه در يادگيري و پيشرفت در مسير شغلي اعضات هيئت علمي ( توسط

رهبران ارشد دانشگاه) نشان دهنده تمايل رهبران به توسعه رهبري تحولگرا است.

18 بهدست آمده كه بزرگتر از مقدار كاي دو با 4 درجه آزادي / مقدار كايدو برابر با 5

است؛ بنابراين فرض صفر در سطح 95 درصد اطمينان رد مي شود. با توجه به مثبت بودن

باقيمانده ها در گزينه هاي موافق و كاملاً موافق مي توان گفت كه فرض ادعا تأييد مي گردد.

يعني پاسخ به گزينه ها به نسبت برابر نبوده بلكه گزينه موافق و كاملا موافق كه مؤيد

فرضيه اند، بيشتر از گزينه هاي ديگر انتخاب شده اند. اين نشان دهنده اين است كه فرضيه

تأييد مي شود.

فرضيه 6: نظرخواهي رهبران ارشد دانشگاه از هيئت علمي بيانگر ديدگاه مثبت آنها نسبت

رهبري تحولگرا است.

بررسي ديدگاه مديران ارشد دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب 129

11 بهدست آمده كه بزرگتر از مقدار كايدو با 4 درجه آزادي / مقدار كاي دو برابر با 2

است؛ بنابراين فرض صفر در سطح 95 درصد اطمينان رد مي شود. با توجه به مثبت بودن

باقيمانده ها در گزينه هاي مخالف، نظري ندارم و موافق نمي توان فرض ادعا را تأييد نمود (

تقارن در پاسخ به گزينه ها وجود دارد).

نتيجه گيري

دانشگاهيان افراد بسيار خلاق و قادر ند در صورت عدم توافق با چشمانداز آينده مديران

ارشد دانشگاهها، از تواناييهاي خود در جهت تخريب كليه تلاشهاي انجام شده درجهت

تغيير فرهنگي و بهبود كيفي دانشگاه استفاده نمايند.

در اين پژوهش، تلاش بر آن بوده است، ديدگاه مديران ارشد دانشگاه آزاد اسلامي، واحد

تهران جنوب نسبت به رهبري تحول گرا بررسي ، و راهكارهايي در جهت بهبود سبك

رهبري مديران ارشد اين دانشگاه ارايه شود.

در اين راستا ديدگاه مديران ارشد دانشگاه ميتواند سازمان خود را در تعيين حوزه هايي

كه نياز بيشتري به بهبود دارد يار ي داده و هدايت كننده رفتار آ نها در ت أثيرگذاري بر

مديريت دانشگاه باشد. براساس نتايج تجزيه و تحليل آماري كليه فرضيه هاي پژوهش

باستثناي فرضيه هاي شماره 4 و 6 تأييد شدهاند.

بنابراين نتيجه ميگيريم، مديران ارشد اين دانشگاه ديدگاه مثبتي نسبت به نظرخواهي و

تسهيم اطلاعات با اعضاي هيئت علمي ندارند. بنابراين، اين امر بيانگر آن است كه دانشگاه

در اين حوزهها نيازمند بهبود است

جالب توجه اينكه، تنعمي در پژوهشي چند دانشگاه داخلي وخارجي با بهره گيري از معيار

جايره ملي مالكوم بالدريج را مقايسه كردند (دانشگاه تهران، دانشگاه يزد، دانشگاه ايالتي

پرتلند آمريكا)و مهم ترين تفاوت در معيار رهبري مشاهده شده است. چنين اختلافي نشان

دهنده اين بود كه اعضاي هيئت علمي، كاركنان، مديران و رهبران دانشگاه هاي تهران و

يزد معتقدند كه در زمينه رهبري بيشتر از ديگر معيارهاي جايزه مالكوم بالدريج(برنامه ريزي

استراتژيك، تمركز بر بازار و ذي نفعان، و...) به تلاش و جبران كمبود نيازمنديم (مديران

130 مديريت دولتي، دوره 3، شماره 8، زمستان 1390

ارشد دانشگاه تهران اطلاعات سازمان دانشگاه را با دانشگاهيان در ميان نمي گذارند و

.[ جوياي افكار اعضاي خود نيستند)[ 1

.پيشنهادها

طي دهه گذشته دانشگاهيان شاهد تغييرات چشمگيري در سازمانهاي آموزش عالي بوده-

اند. بهطور كل، استادان با روشهاي خودشان به چالشهاي پيشرو پاسخ مي دهند. در

صورتيكه رهبري دانشگاهها در حمايت از فرهنگ كيفيت، بهبود سازماني و ايجاد تغيير

بنيادي تعريف مجدد نشود، مؤسسات آموزش عالي براي مقابله با تغييرات محيطي كنوني

ناتوان بوده و محكوم به شكست خواهند بود.بنابراين، بهطوريقين استادان و دانشگاهيان بايد

براي ايفاي نقش خود در تحقق ايدههاي فرهنگ كيفيت توسعه يابند. سرمايهگذاري در

توسعه اعضاي هيئت علمي رمز دستيابي به فرهنگ كيفيت در آموزش عالي است. توسعه

اعضاي هيئت علمي، به همراه اصلاح سبك رهبري مديران ارشد، فرهنگ و ساختار

دانشگاه، ميتواند باعث شود تا اعضاي هيئت علمي داوطلبانه و با استمرار كيفيت تدريس

خود را با توجه به استانداردهاي متعالي، ارزيابي نمايند.

استادان با انگيزه توانايي بيشتري براي تدوين است انداردهاي كيفي تدريس خود دارند ،

استاداني كه در سازمان خود احساس ارزشمندي نموده و ارزش ها، چشم انداز و اهداف

سازماني را درك كرده و نسبت به آنها متعهد هستند.

بنابراين، با توجه به نتايج پژوهش جهت بهبود اين واحد دانشگاهي پيشنهادهاي زير ارايه

مي شود:

دانشگاه توجه به نظرات هيئت علمي و تسهيم اطلاعات با آنها، اعتماد متقابل بين هيئ ت

علمي و مديران ارشد دانشگاه را جزو اولويت اول در ارزشهاي دانشگاه، لحاظ نمايد.

-.سرمايهگذاري دانشگاه در پيشرفت و آموزش اعضاي هيئت علمي، طراحي و راه اندازي

دوره هاي تخصصي رهبران آموزش عالي و شركت رهبران ارشد بهطور مستمر در سمينارها

و كارگاههاي آموزشي براي يادگيري شيوه هاي مناسب رهبري مؤثر خواهد بود.

بررسي ديدگاه مديران ارشد دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب 131

رهبران ارشد شخصاً در فعاليت هاي مربوط به آموزش و يادگيري مشاركت فعال داشته و از

اين طريق توسعه فردي را به هيئت علمي نشان دهند. در اين راستا با تدوين پرسشنامه طرح

شغل و جانشيني هر ساله علاقه اعضاي هيئت علمي را به توسعه شغلي و رهبري مشخص

نموده و نتايج پرسش نامه ها را براي تصميم گيري هاي استراتژيك در اختيار تيم رهبران

ارشد براي شركت دادن آنها در دوره هاي تربيت رهبر قرار دهند.

- رهبران ارشد دانشگاه از هر فرصتي براي تشخيص و قدرداني از موفقيت هاي فردي و

گروهي اعضاي هيئت علمي استفاده نمايند . در اين راستا از طريق سيستم حاكميت

كه براساس آن، رؤساي واحدها و دانشكدهها اعضاي (shared governance) مشترك

هيئت علمي را در تصميم گيريهاي سازمان خود مشاركت ميدهند، از قدرتمندسازي و

مشاركت هيئت علمي، نوآوري و خلاقيت حمايت نمايد (سيستم پاداش بر اساس

شايستگي، شركت در كنفرانس ها و دوره هاي آموزشي براي به روز نگه داشتن آن ها در

حوزه تدريسشان وغيره). البته بايد در اين خصوص با احتياط عمل نمود ؛ زير ا حاكميت

مشترك اختيار و مسئوليت را بين استادان و رهبران آموزش عالي تقسيم نموده و در نتيجه

ممكن است رهبران ارشد دانشگاه ها از اختيار كافي براي اقدامات و تغييرات اساسي

برخوردار نبوده و در اجرا و پياده سازي ارزشها و اهدافي كه تدوين مي نمايند با مشكلاتي

مواجه شوند.

-بهمنظور پرورش خلاقيت و نوآوري در دانشگاه، شرح شغل ها با هدف ساختارمند و

انعظافپذير نمودن وظايف مديران بهطور دقيق نوشته و مستند شوند.

-. اعضاي هيئت علمي رهبران ارشد اين واحد دانشگاهي را از جنبه هاي تسهيم اطلاعات،

توجه به نظرات، داشتن ارتباط مثبت، ايجاد محيط كاري مناسب براي فعاليت ، تشويق به

يادگيري و پيشرفت در مسير شغلي اعضاي هيئت علمي ارزيابي و رتبهبندي نمايند . از اين

طريق مي توان از اعتماد و ادراك اعضاي هيئت علمي نسبت به انجام وظايف و ايفاي نقش

محوله رهبران ارشد مطلع شده است.

132 مديريت دولتي، دوره 3، شماره 8، زمستان 1390

منابع

1.تنعمي محمد مهدي ( 1382 ). مديريت كيفيت جامع در آموزش عالي، ارزيابي تطبيقي

23-52 :60- چند دانشگاه و بازخواني يك تجربه، دانش مديريت سال شانزدهم؛ 61

2. سلماني داوود ( 1384 ). كيفيت زندگي كاري و بهبود رفتارسازماني، انتشارات دانشكده

. مديريت دانشگاه تهران: 176

3. Belbin R.M (1993). Team Roles at Work, Butterworth-

Heinemann, Oxford.

4. Bennis W, Nannus B (1985). Leaders: The Strategies for

Taking Charge, Harper & Row, New York, NY.

5. Blake R.R, McCanse A.A (1985). Leadership Dilemmas-Grid

Solutions, Gulf Publiahing Company, Houston, TX.

6. Blake R.R, Muton, J.S (1985). The Managerial Grid III, Gulf

Publishing Company, Houston, TX.

7. Bounds G, Yorks L, Adams M, Ranney G (1994). Beyond

Total Quality Management: Towards the Emerging

Paradigm, McGraw-Hill International, London.

8. Burns J.M (1978). Leadership Harpr &RowNew York, NY.

9. Crainer,S.(1995), Have the corporate superheros had their

day? Professional Manager, March: 8-12.

10. Greenberg J, Baron R.A9 (1997). Behaviour in

Organizations, 6th ed., Prentice-Hall, Englewood Cliffs, NJ,.

11. Fleishman E.A (1974). Leadership climate, human relations

training and supervisory behavior, in Fleishman, E.A., Bass,

بررسي ديدگاه مديران ارشد دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب 133

A.R (Eds), Studies in Personnel and Industrial Psychology

,3rd ed.Dorsey, Homewood, II.

12. Hersey P, Blanchard K.H (1993). Management of

Organizational Behavior: Utilizing Human Resources, 6th

ed., Prentice-Hall, Englewood Cliffs, NJ.

13. Hunt J.W (1992). Managing People at Work, 3rd ed,

McGraw-Hill, NewYork, NY.

14. Kanji G.K, Tambi A.M. (2002). Business Excellence in

Higher, Education, Kingsham Press, London...

15. Kreitner R, Kinicki A (1995). Orgainzational Behaviour, 3rd

ed, Irwin, Burr Ridge,II.,

16. Likert R (1961). New Patterns of Management, McGraw-

Hill, New York.

17. Mullins L.J (1999). Management and Organizational

Behaviour, 5th ed, Financial Times Pitman Publishing,

London.

18. Novak J.M. (2002). Inviting Educational Leadership:

Fulfilling Potential & Applying an Ethical Perspective to the

Educational Process, Pearson Education, London, School

Leadership & Management Series, Pearson Education.

19. Oberle Mullins L.J. (2005). Management and Organizational

Behaviour, 7th ed, Financial Times/Prentice-Hall, London.

20. Oberle Joseph (1990). Quality Gurus, the men and Their

Message Training Magazine (January), Oberle: 47.

21. Parker P (1994). The shape of leaders to come, Management

Today: 5.

134 مديريت دولتي، دوره 3، شماره 8، زمستان 1390

22. Steed C (2003). EFQM Excellence Model Higher Education

Version. Sheffield: Sheffield Hallam University, Centre for

Integral Excellenc.

23. Taffinder P (1995). The New Leaders: Achieving Corporate

Transformation through Dynamic Leadership, Kogan Page,

London.

24. Zairi M. (1994). Leadership in TQM implementation: some

case examples, The TQM Magazine; 6(6): 9-16.